بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

71

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

كه مىتوان انتظار داشت آن است كه بايد درباره اينكه كداميك از اين وظايف متناقض اولويت دارند ، يك تصميم سنجيده و غير عجولانه گرفته شود . فلسفه اخلاق در اسلام : با توجه به نظريات و مكاتب موجود در فلسفه اخلاق ، مكتب اخلاقى اسلام يك نظام غايتگرا يا مبتنى بر اصالت نتيجه مىباشد . غايت نهايى و مطلوب بالذات انسان در كارهاى اخلاقى ، سعادت و فلاح و قرب الهى مىباشد كه بالاترين سرور و خوشى و ابتهاج را به لحاظ كمى و كيفى در پى خواهد داشت . نكته قابل تامل اين است كه در امور و منافع دنيوى ، نظام اخلاقى اسلام ارزش‌گرا و به تعبيرى مبتنى بر اصالت وظيفه مىباشد . مقصود اين است كه چون نظام اخلاقى اسلام غايت را سعادت اخروى مىداند ، در مقام ارائه توصيه در منافع دنيوى ، دنياگرايى را توصيه نمىكند ، بلكه وظيفه‌گرايى را مبنا قرار مىدهد . به ديگر بيان غايت « آخرت » است و اصل عمده انجام « وظيفه » در دنيا براى حصول و خير و سعادت اخروى مىباشد . محور اخلاق اسلامى كرامت و عزت نفس انسان است . مىتوان گفت اسلام يك نظام غايت‌گراى خودگراست . تفاوت اساسى بين فلسفه اخلاقى اسلام و ديگر مكاتب فلسفى قبول روح الهى براى انسان در اين ديدگاه است ، ( سوره حجر / 29 و 28 ) هدف غايى و حقيقى انسان از ديدگاه قرآن تشبيه به صفات خداوند و تخلق به اخلاق و كليه صفات الهى است از طريق كسب دانش و معرفت و رسيدن به شناخت و كمال است ( سوره بقره / 242 ، مومنون / 80 ، آل عمران / 91 ) كه ارزش‌هاى با لذات‌اند از ديدگاه قرآن انسان مسئول است ( سوره احزاب / 72 ) چون مختار است و تحت تعليم معلمان الهى قرار مىگيرد ، چون مختار است . موضوع اختيار در هر فردى متناسب با ميزان رشديافتگى اوست . يكى از عمده‌ترين نكات در تعارض ديدگاه‌هاى فلسفى مختلف ، مساله « وسعت حقوق فرد » است . در اسلام خداوند انسان را داراى بالاترين شان و داراى وسيع‌ترين حوزه حقوقى آفريده است ( سوره بقره / 34 و 30 و بنى اسرائيل / 70 ، مومنون / 13 ) . انبياى الهى ، در حقيقت براى شناسايى حقوق واقعى افراد بشر مبعوث گرديده‌اند تا انسان جايگاه حقيقى خود را بشناسد و حقوق خويش